حمله اوکراین به نفت خزر ؛ اوکراین به منافع ایران خدمت شایانی میکند

حمله اوکراین به نفت مسروقه روسیه و قزاقستان از دریای خزر، علیرغم اینکه عملا اوکراین رویه تخاصم و تقابل با منافع ملی ایران را دنبال میکند ، ولی در نهایت خدمت شایانی به منافع ایرانیان میکند.
روسیه با سرقت مضاعف از سفره های زیرزمینی نفت خزر با کمک کنسرسیوم شورون ، شل و مشارکت قزاقستان دست به سرقت از منافع زیرخاکی ایران در پرتو تحریمهای بین المللی علیه ایران را میزند.حمله اوکراین به نفت مسروقه روسیه و قزاقستان در دریای خزر: پارادوکس یک خدمت ناخواسته به منافع ملی ایران

در روزهای اخیر، نیروی دریایی اوکراین با استفاده از پهپادهای دریایی (Sea Baby) و موشک‌های ضدکشتی نپتون، به چند فروند نفتکش حامل نفت خام و فرآورده‌های نفتی روسیه و قزاقستان در شمال دریای خزر حمله کرد. این نفتکش‌ها در مسیر انتقال نفت از بندر آکتائو (قزاقستان) و ماخاچ‌قلعه (داغستان روسیه) به بندر باکو و سپس خط لوله باکو–تبیلسی–جیهان (BTC) بودند. طبق گزارش‌های تأییدشده اوکراینی، دست‌کم سه نفتکش آسیب جدی دیده و دو فروند از آنها آتش گرفتند.

این عملیات در نگاه اول، صرفاً بخشی از جنگ فرسایشی اوکراین علیه زیرساخت‌های انرژی روسیه به نظر می‌رسد؛ اما وقتی نقشه میدان‌های نفتی و گازی شمال دریای خزر را باز کنیم، یک واقعیت تلخ دیگر نمایان می‌شود: بخش بزرگی از این نفت، در واقع نفتی است که طی دو دهه گذشته از حوزه‌های مشترک ایران با ترکمنستان و قزاقستان استخراج شده، اما به دلیل تحریم‌های بین‌المللی و انفعال دیپلماتیک تهران، عملاً به حساب روسیه و قزاقستان واریز می‌گردد.

مکانیسم سرقت سازمان‌یافته از منابع مشترک خزر

پس از فروپاشی شوروی، پنج کشور ساحلی خزر (ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان) سال‌ها بر سر رژیم حقوقی دریای خزر مناقشه داشتند. کنوانسیون ۲۰۱۸ آخال‌کالا در ظاهر مشکل را حل کرد، اما در عمل، روسیه و قزاقستان با تکیه بر کنسرسیوم‌های بین‌المللی (به‌ویژه کنسرسیوم کاشاغان که شورون، شل، اکسون‌موبیل، توتال و انی سهام‌داران اصلی آن هستند) استخراج از میدان‌های عظیم شمال خزر را به شدت افزایش دادند.

نکته کلیدی اینجاست که بسیاری از این میدان‌ها (مانند کاشاغان، قره‌چایاغانک و بخش‌هایی از تنگز) دقیقاً در محدوده‌ای قرار دارند که طبق اصول حقوق بین‌الملل دریاها و حتی نقشه‌های قدیمی شوروی، بخشی از آن در بستر و زیربستر مشترک با ایران یا ترکمنستان است. اما چون ایران تحت تحریم است و توان فنی و مالی حضور در این کنسرسیوم‌ها را ندارد، عملاً هیچ سهمی از این میدان‌ها دریافت نمی‌کند. نفت استخراج‌شده با نام «نفت قزاقستان» یا «نفت روسیه» صادر می‌شود، در حالی که بخشی از آن از سفره نفتی مشترک با ایران برداشت می‌شود.

طبق برآوردهای غیررسمی کارشناسان ایرانی، ایران سالانه حداقل ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه از حق‌آبه نفتی و گازی خود در شمال خزر را از دست می‌دهد؛ یعنی چیزی حدود ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار در سال (با قیمت فعلی نفت). این رقم تقریباً معادل کل بودجه عمرانی سالانه کشور در شرایط تحریم است.

چرا حمله اوکراین، خدمت به ایران است؟

۱. اختلال در زنجیره صادرات نفت مسروقه
حمله به نفتکش‌ها در شمال خزر، مسیر صادراتی CPC (کنسرسیوم خط لوله خزر) و مسیر دریایی آکتائو–باکو را مختل کرد. بیمه‌گران بین‌المللی بلافاصله ریسک این مسیر را بالا بردند و هزینه بیمه نفتکش‌ها چند برابر شد. این یعنی کاهش جذابیت اقتصادی استخراج از میدان‌های شمالی خزر برای کنسرسیوم‌های غربی.

۲. کاهش درآمد روسیه و قزاقستان از منابع مشترک
هر بشکه نفتی که در آتش می‌سوزد یا به دلیل ریسک بالا صادر نمی‌شود، در واقع بخشی از منابعی است که به ناحق از حوزه مشترک ایران برداشت شده بود. این یک مجازات غیرمستقیم برای روسیه و قزاقستان است که سال‌هاست با سوءاستفاده از تحریم‌های ایران، از منابع زیرخاکی مشترک بهره‌برداری می‌کنند.

۳. افزایش فشار برای مذاکره مجدد بر سر رژیم حقوقی خزر
وقتی هزینه استخراج و صادرات از شمال خزر بالا برود، انگیزه روسیه و قزاقستان برای مذاکره جدی‌تر با ایران درباره تعیین دقیق خطوط مرزی بستر و زیربستر افزایش می‌یابد. تا امروز، تهران به دلیل انزوای بین‌المللی اهرم کمی داشت؛ حالا جنگ اوکراین به صورت غیرمستقیم این اهرم را در دست ایران قرار داده است.

نتیجه‌گیری: دشمنی که خدمت می‌کند

اوکراین بدون اینکه کوچک‌ترین توجهی به منافع ایران داشته باشد، با این حملات به قلب زنجیره تأمین انرژی روسیه و شرکایش ضربه زد. اما در لایه عمیق‌تر، این حملات به یکی از بزرگ‌ترین غارت‌های سازمان‌یافته منابع طبیعی ایران در قرن اخیر آسیب وارد کرد: غارتی که با مشارکت شرکت‌های غربی، سکوت قزاقستان و انفعال دیپلماتیک ایران ممکن شده بود.

شاید پارادوکسیکال به نظر برسد، اما در شرایط کنونی، هر موشک اوکراینی که در شمال خزر به هدف می‌خورد، در واقع یک قدم ناخواسته اما مؤثر در جهت احقاق حقوق حقه ملت ایران از منابع مشترک دریای خزر برمی‌دارد.

این همان واقعیتی است که سیاست خارجی ایران باید به سرعت آن را درک کند و از این پنجره فرصت تاریخی برای بازنگری رژیم حقوقی خزر و حضور جدی‌تر در میدان‌های شمالی استفاده نماید؛ پیش از آنکه آتش جنگ اوکراین خاموش شود و دوباره کنسرسیوم‌های غربی با خیال راحت به غارت سفره زیرزمینی ایران ادامه دهند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *